تبلیغات
دل سوخته (مثل ماه) - تیر چوبی
تیر چوبی
 

تیر برقی چوبی‌ام در انتهای روستا

بی‌فروغم کرده سنگ بچه‌های روستا


یاد دارم در زمین وقتی مرا می‌کاشتند


پیکرم را بوسه میزد کدخدای روستا


حال''اما خود شنیدم از کلاغی روی سیم


قدر یک ارزن نمی ارزم برای روستا


قحطی هیزم اهالی را به فکر انداخته


بد نگاهم می‌کند دیزی سرای روستا


من که خواهم سوخت حرفی نیست؛ اما کدخدا


تیر سیمانی نمی‌گردد عصای روستا


"كاظم بهمنی"


موضوعات: كاظم بهمنی ،
[ جمعه 2 بهمن 1394 ] [ 03:41 ب.ظ ] [ Arefeh ] [ بزن مرهمی بر دل سوخته ام () ]
آخرین مطالب
نمایش نظرات 1 تا 30